یک ماه پیش در چنین روزی رژیم صهیونیستی در ادامه جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات دیماه مجدد حملات و تجاوزات خود علیه کشورمان را از سر گرفت. وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز اعلام کرد که دولت اسرائیل حملهای پیشدستانه علیه ایران انجام داده «برای حذف تهدیدها علیه دولت اسرائیل». این آغاز جنگی بود همزمان با دهمین روز از ماه مبارک رمضان که با عنوان جنگ رمضان از آن یاد شد.
یک ماه گذشته، دشمن آمریکایی و صهیونیستی آشکار و حملاتی را علیه مقامات و موقعیتهایی در کشورمان انجام دادند و رهبر انقلاب، فرماندهان و مقامات عالیرتبهای از کشورمان را به شهادت رساندند. در مقابل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هم مواضع دشمن در غرب آسیا، همچنین سرزمینهای اشغالی را هدف قرار دادند.
در همین چارچوب، پاسخ ایران در قالب «عملیات وعده صادق ۴» بهصورت یک کارزار گسترده و مرحلهبندیشده در بیش از ۸۵ موج حمله طراحی و اجرا شد؛ عملیاتی که بهگفته منابع رسمی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز و تا روزهای ابتدایی فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت و به یکی از پیچیدهترین الگوهای حمله ترکیبی در سالهای اخیر تبدیل شد.
در فاز ابتدایی این عملیات، تمرکز اصلی بر ایجاد شوک راهبردی و برهمزدن آرایش پدافندی دشمن قرار داشت. حملات موجهای نخست با ترکیبی از موشکهای بالستیک نقطهزن و پهپادهای انتحاری، مراکز نظامی و زیرساختهای حیاتی در مناطق مرکزی سرزمینهای اشغالی از جمله تلآویو را هدف قرار داد. هدف این مرحله، سنجش ظرفیت دفاعی و ایجاد اختلال در سامانههای رهگیری عنوان شد.
با گذر از موجهای ابتدایی، دامنه عملیات بهتدریج گسترش یافت و اهداف جدیدی در جنوب سرزمینهای اشغالی، از جمله مناطق بندری و زیرساختهای انرژی به فهرست اهداف افزوده شد. در این مقطع، استفاده گستردهتر از پهپادهای انهدامی و حملات ترکیبی، نشاندهنده تغییر تاکتیک از ضربات محدود به فشار مستمر و فرسایشی بود.
در مرحله میانی عملیات، که از آن بهعنوان نقطه عطف یاد میشود، تنوع تسلیحاتی بهطور محسوسی افزایش یافت. بهکارگیری موشکهایی با برد و قدرت تخریب متفاوت، از جمله نسلهای پیشرفتهتر موشکهای بالستیک، بیانگر تلاش برای عبور از لایههای دفاعی و افزایش دقت اصابت بود. در همین دوره، برخی گزارشها از هدف قرار گرفتن مراکز فرماندهی و پشتیبانی نظامی و همچنین پایگاههای مرتبط با حضور آمریکا در منطقه حکایت داشت؛ موضوعی که نشاندهنده گسترش جغرافیای درگیری فراتر از سرزمینهای اشغالی بود.
در ادامه و در موجهای بالاتر، عملیات وارد فاز چندجبههای شد. حملات همزمان به اهدافی در شمال و جنوب سرزمینهای اشغالی، در کنار تداوم فشار بر زیرساختهای نظامی و لجستیکی، بیانگر تلاش برای ایجاد پراکندگی در تمرکز دفاعی دشمن بود. همچنین استفاده از تاکتیکهای جدید، از جمله تغییر مسیرهای پروازی و زمانبندی نامنظم حملات، بهعنوان بخشی از راهبرد «اشباع پدافند» مورد توجه قرار گرفت.
در موجهای اخیر شدت و دامنه حملات به اوج رسید. اهدافی با اهمیت راهبردی بالاتر، از جمله مراکز صنعتی، زیرساختهای حساس و مناطقی مرتبط با برنامههای راهبردی رژیم صهیونیستی، در فهرست اهداف قرار گرفتند. تداوم حملات تا بیش از ۸۰ موج، نشاندهنده تمرکز بر فرسایش تدریجی توان دفاعی و اقتصادی دشمن و حفظ ابتکار عمل در میدان نبرد بود.
بر اساس این گزارش، «وعده صادق ۴» را میتوان نمونهای از یک عملیات ترکیبی چندلایه دانست که در آن، استفاده همزمان از موشکهای بالستیک و پهپادها، تغییر مستمر تاکتیکها، گسترش تدریجی جغرافیای اهداف و تداوم زمانی حملات، چهار مؤلفه اصلی راهبرد عملیاتی را تشکیل دادهاند.
اکنون و پس از گذشت یک ماه از آغاز این رویارویی، ارزیابیها نشان میدهد که الگوی «حملات موجی» بهعنوان یک دکترین عملیاتی، نقش مهمی در تغییر موازنه در میدان ایفا کرده و معادلات امنیتی در منطقه غرب آسیا را وارد مرحلهای جدید کرده است؛ مرحلهای که همچنان چشمانداز آن با ابهامات و تحولات پیشرو همراه است.
نمایش بازدارندگی فعال؛ تثبیت برتری عملیاتی ایران در میدان نبرد
در ادامه این تحولات، آنچه بیش از هر چیز در ارزیابیهای میدانی و راهبردی برجسته میشود، تثبیت و نمایش سطحی از اقتدار عملیاتی از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مجموعه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است؛ اقتداری که نه صرفاً در حجم آتش، بلکه در طراحی، تداوم و انطباقپذیری عملیات «وعده صادق ۴» خود را نشان داد.
نخستین دستاورد قابل توجه، تثبیت الگوی «حملات موجی ترکیبی» بهعنوان یک دکترین عملیاتی کارآمد بود. اجرای بیش از ۸۵ موج حمله پیدرپی، با ترکیب موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری، نشان داد که ایران توانایی حفظ فشار مداوم بر اهداف دوردست و مدیریت یک کارزار فرسایشی بلندمدت را داراست؛ موضوعی که بهطور مستقیم ظرفیت پدافندی رژیم صهیونیستی را با چالش اشباع مواجه کرد.
دستاورد دوم، ارتقای محسوس دقت و تنوع تسلیحاتی در میدان بود. استفاده همزمان از نسلهای مختلف موشکی، با بردها و الگوهای پروازی متفاوت، بیانگر پیشرفت در حوزه هدفگیری، عبور از سامانههای دفاعی و افزایش احتمال اصابت مؤثر به اهداف حساس بود. این تنوع، امکان طراحی حملات چندلایه و پیچیده را فراهم کرد و هزینه دفاع را برای طرف مقابل بهطور قابل توجهی افزایش داد.
در سطح عملیاتی، گسترش جغرافیای اهداف از دیگر نکات برجسته به شمار میرود. حمله به طیفی از اهداف در عمق سرزمینهای اشغالی، از مراکز نظامی و صنعتی تا زیرساختهای انرژی، در کنار هدفگیری پایگاههای مرتبط با حضور آمریکا در منطقه، نشاندهنده عبور از یک پاسخ محدود و ورود به یک راهبرد منطقهای چندجبههای بود. این امر، عملاً میدان درگیری را از یک نقطه متمرکز خارج و به یک شبکه گسترده از اهداف تبدیل کرد.
از منظر راهبردی، تداوم عملیات در بازه زمانی یکماهه، بدون افت محسوس در شدت و تنوع حملات، حاکی از توان پشتیبانی، لجستیک و فرماندهی پایدار در ساختار نیروهای مسلح ایران است. این موضوع بهویژه در مدیریت زمانبندی حملات، حفظ عنصر غافلگیری و تغییر مستمر تاکتیکها نمود پیدا کرد؛ عواملی که در کنار هم، ابتکار عمل را در بخش قابل توجهی از این دوره در اختیار ایران قرار دادند.
همچنین، هدفگیری زیرساختهای کلیدی و مراکز حساس، از جمله تأسیسات راهبردی و مراکز پشتیبانی نظامی، بهعنوان بخشی از رویکرد «ضربه به عمق»، نشاندهنده تغییر در سطح بازدارندگی و ارسال پیام عملیاتی به طرف مقابل بود؛ پیامی مبنی بر اینکه دامنه پاسخها میتواند فراتر از الگوهای متعارف گسترش یابد.
در مجموع، برآیند این تحولات نشان میدهد که در یک ماه گذشته، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران موفق شدهاند با ترکیب قدرت آتش، انعطافپذیری تاکتیکی و تداوم عملیاتی، سطحی جدید از بازدارندگی فعال را به نمایش بگذارند؛ بازدارندگیای که نه صرفاً مبتنی بر تهدید، بلکه متکی بر اجرای میدانی و تجربه عملی در یک کارزار چندمرحلهای بوده است.